سمت خیال دوست - سمت خیال دوست
ماه
رنگ تفسیر مس بود .
مثل اندوه تفهیم بال می آمد .
سرو
شیهه بارز خاک بود .
کاج نزدیک
مثل انبوه فهم
صفحه ساده فصل را سایه می زد .
کوفی خشک تیغال ها خوانده می شد .
از زمین های تاریک
بوی تشکیل ادراک می آمد .
دوست
توری هوش را روی اشیا
لمس می کرد .
جمله جاری جوی را می شنید ،
با خود انگار می گفت :
هیچ حرفی به این روشنی نیست .
من کنار زهاب
فکر می کردم :
امشب
راه معراج اشیا چه صاف است !
فهرست شعرهای کتاب ماهیچ مانگاه اثر
استاد
شاعر سهراب
سپهری
جهت شادی روح ایشان و سازنده این وبلاگ صلواتی بفرستید...با تشکر
| تا انتها حضور | اینجا همیشه تیه | سمت خیال دوست | چشمان یک عبور | تنهای منظره |
| بی روزها عروسک | متن قدیم شب | اینجا پرنده بود | هم سطر هم سپسد | از اب ها به بعد |
| اکنون هبوط رنگ | وقت لطیف شن | نزدیک دورها | ای شور ای قدیم |
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 16:55 توسط سهراب سپهری
|